تبليغاتX
محبوبه بوجار
آنچه نپاید، دلبستگی رانشاید

دست از طلب ندارم تا کام دل بر آید


یا جان رسد به جانان یا جان ز تن در آید

پ ن 1:

در راستای دور زدن اشعار مختلف در مغزمان در این اواخر ، این بیت هم همینجوری تکرار می شود هی

پ ن 2 :

اینو نشد تو وبم بنویسم ، الان میگم که یه وقت لال از دنیا نرم ، امسال بعد از 38 سال اولین سالی بود که تولدم رو در جوار امام رضا جشن گرفتم . خیلی حس خوبی بود . ( فقط میخواستم بگم تولد سی هشت سالگیم رو تبرک نگفتن بعضی ها )

پ ن 3 :

برای کسی که برام خیلی خیلی خیلی عزیزه خیلی خیلی دعا میکنم این روزهای عزیز که خوان رنگارنگی از نعمات بی پایانش گسترده شده ، اگر دست خالی از این سفره کنار روم خسران دیده ام . شما نیز دعا بفرمایید .

پی ن 4 :

تله کابین نمک آبرود ، هیچ ربطی هم به پی نوشت ها و اون شعر نداره

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 14:47 | لینک  | 

آزادی ساتیار مصادف شد با سالگرد آزادی اسراء ایران و عراق ، ولی اینکه آدم تو ایران اسیر باشه ، ولو به مدت یک ماه و اندی ، خیلی دردناکتره که آدم تو کشور بیگانه و به دست دشمن اسیر باشه حتی سالهای سال

پ ن :

خدای بزرگی داریم که هیچ وقت تنهامون نمیذاره .

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 19:50 | لینک  | 

همیشه همینطوریه ، وقتی کسی می میره هی میگیم ، آخی ، طفلکی ، حیف شد ، حیف شد .

اما بازم آدم نمی شیم ، بازم همدیگه رو اذیت میکنیم ، بازم با اعصاب همدیگه بازی میکنیم ، بازم دروغ میگیم ، بازم سر هم کلاه می زاریم ، بازم کینه میکنیم و دل میشکونیم ، بازم هزار تا کار میکنیم و فکر میکنیم تا ابد فرصت داریم برای جبران ، برای اینکه از دل طرف در بیاریم ، اما دریغ از چهار تا کلمه محبت آمیز ، دریغ از چهار تا حرف درست و حسابی .

کاش می تونستیم مشکلاتمون رو با حرف زدن برطرف کنیم ، کاش می تونستیم کدورت هارو از دلامون بیرون بندازیم تا دیر نشده ، خیلی جمله غیر قابل تصوری نیست ، خیلی از ما دور نیست ، که کلمه خدا بیامرزی رو در مورد ما هم به کار ببرن ، پس چرا بازم آدم نمی شیم ، بازم همونی هستیم که بودیم ، بازم بدی ، بازم بدی .

عطا افشاری خبرنگار با سابقه و پر کاری که حداقل این فرصت رو داشت که از دوستان ، اقوام و آشنایانش خداحافظی کنه و حلالیت بگیره و حلالیت بده ، واقعا خوش به حالش که از این دنیای پر از دروغ و غم غصه رفت ، من یکی که به حالش حسرت میخورم ، و اگه اشک می ریزم ، به خاطر رفتن اون نیست ، به خاطر موندن خودمون هست تو دنیایی که معلوم نیست تا چند وقت دیگه باید تحمل کنم این همه رو .

خوش به حالت عطا ، خوش به حالت که دیگه نیستی

خوش به حالت که دست دلتو گرفتی و از این دنیایی که دیگه نمیشه توش یه دل صاف و ساده پیدا کرد رفتی

خوش به حالت که دیگه غصه نمیخوری ، حرص نمی خوری ،

خوش به حالت که رفتی

خوش به حالت

دست راستت روی سر من

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 22:39 | لینک  | 

بعضی از اشعار یه مدتی همینطوری تو سرت می چرخن .

دست از طلب ندارم تا کام دل بر آید

یا جان رسد به جانان ، یا جان ز تن در آید

یا این یکی

من از دست غمت مشکل برم جان

ولی دل را تو آسان بردی از من 

پ ن 1:

مدتی است حیرانم میان زمین و آسمان ، نمیدانم آخر این حیرانی به زمین ختم می شود یا به آسمان ؟؟؟

پ ن 2 :

با اینکه دلم برای دوربینم و عکس گرفتن تنگ شده ، اما هیچ انگیزه ای برای عکس گرفتن ندارم ، راستش را بخواهی .......... راستش باشد برای خودم

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 23:50 | لینک 

نمی شود نفهمید

سخت است از این نعمت پیچ در پیچ خدادادی که در حجمی کروی قرار گرفته استفاده نکرد و به سلول های خاکستری گفت که : فکر نکن ، نفهم ، درک نداشته باش ، دیوانه باشه 


نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 15:3 | لینک  | 

خوب شد که نگذاشتند رئیس جمهور شوی میر حسین ، تو در اوج مانند یک اسطوره ، همیشه در دل مردمان سبز ایران زمین باقی خواهی ماند . میگویند وصل مرگ عشق است ، شاید اگر می آمدی ..........

خنده هایت چه محزون است ، نازنین

گویا این عکس در سال 1392 گرفته شده

پ ن :

حتی به اندازه ترساندن برگهای بید مجنون هم بادی نمی وزد این روزهای گرم

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 20:25 | لینک  | 

کرمان ما : یک از مسولان دولت نهم در کرمان که در ابتدای مسئولین خود در یک مراسم فرهنگی شرکت میکند و با بیان یک پرسش ، این پرسش را تبدیل به جوک محافل فرهنگی و اجتماعی میکند .

در مراسم افتتاح نمایشگاه آثار سهراب سپهری که از چند سال پیش در موزه صنعتی کرمان برپا شده است ، هنگامی که مجری مراسم از خواهر سهراب سپهری دعوت میکند تا پشت تریبون قرار بگیرد ، این مقام مسئول رو به معاون خود میکند و می گوید : چرا مزاحم خواهرشان شده اید ، خودشان را چرا دعوت نکرده اید>

این در حالی است که این مدیر در زمره مسئولان فرهنگی استان قرار دارد .

پس از اینکه این موضوع دهان به دهان در محافل فرهنگی و اجتماعی نقل شده است در جلسه ای که سید محمد خاتمی در آن حضور داشته است ، یکی از حاضران کرمانی این موضوع را نقل میکند و باعث تعجب و خنده حاضران شده است . آقای خاتمی همچنین خواستار تحقیق در صحت موضوع می شود و نقل کننده این موضوع به ختمی اطمینان می دهد که این ماجرا صحت دارد .


پ ن 1 : یکی می گفت تو دولت نهم فرهنگ حرف آخر رو می زنه ، بهش گفتم : از نظر من تو دولت نهم فرهنگ اصلا حرف نمی زنه ، اما شما بگید به جاش چه چیزای دیگه ای حرف میزنن ؟؟؟؟

پ ن 2: با تشکر از دوست خوبم خانم صدر که این متن رو ایمیل کرده بودن .

پ ن 3 : راستی ، چه کسی فکرش را هم میکرد که یک زمانی در کشوری که دو نام پر طمطراق " جمهوری " و " اسلامی " را به دوش می کشد ، گفتن " الله و اکبر " جرم باشد ؟؟؟؟ اینجاست که باید گفت : چه میکنه این سیاست
نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 16:10 | لینک  |