از دست این نفهمی های سیستم آموزشی به اندازه انقدر ............................................
.........................................................................................................................
........................................................................................................................
و انقدر ..............................................................................................................
......................................................................................................................
........................................................................................................................
و خیلی خیلی خیلی بیشتر از اینا عصبانیم
این سیستم داره یه مشت بچه نفهم و کودن و بی سواد و بی ادب تحویل این جامعه میده ، نمیدونم واقعا نمیدونم که چرا با بچه های ما دارن اینجوری میکنن ، چه تفکری پشت این سیستم خوابیده و که به این شکل دارن آموزش و پرورش رو رو به قهقرا می برن ، آخه بچه هم انقدر کودن میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه انقدر کودن هست تو مدرسه عادی چیکار میکنه ؟ و اگه انقدر کودن نیست ، چرا انقدر کودنه ؟؟؟؟؟؟؟؟
پ ن : اینم بگم اگه یه زمانی من خودکشی کردم کاملا در راستای اعتراض به این سیستم آموزشیه ،فکر نکنید یه وقت تو این سن به سرم زده و عاشق شدم و از فراق یار خودکشی کردما
اگه هم یه زمانی سکته زدم بازم به خاطر این سیستم از پای بست ویران است که هر دم از این باغ بری هم میر سد ، آخه کدوم عقل ناقصی به مغزش خطور کرده که نمره باید حذف بشه .
بعد تورو خدا تصورشو بکنید ، تو کارنامه شهریور نمره مستمر تعبیه شده ، واقعا این یعنی چی ؟؟؟؟؟؟ دانش آموزی که خودشو کشته با همه ارفاق هایی که بهش شده تو ۹ ماه از سال نتونسته با همه نمره های مستمری که بهش داده شده بازم قبول خرداد بشه ، اونوقت از خرداد تا شهرویر نمیاد مدرسه ، بعد من باید براش نمره مستمر شهریور بدم ، خوب من از کجا باید این نمره رو بیارم واقعا ؟؟؟؟؟ به این سوال یکی جواب بده خوب
دلم هوس یه کلبه چوبی ساحلی کرده ،
با شومینه هیزمی ،
یه صندلی راحتی کنارش ،
صدای ترق ترق هیزم ها که با صدای امواج قاطی بشه ،
خیره شدن به شعله های قرمز و آبی آتیش ،
گرمای دلچسب ،
یه پتوی پیچازی قهوه ای که بپیچم دور خودم ،
و آخر سر یه کتاب ناب که تا صبح بیدار نگهم داره
.
.
.
.
عجب آرزوی کوچولوی محالی ![]()
پ ن :
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.باید نرم دم بکشد.باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک خوب نگاهش کنی ، عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی
دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو . این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی ، برای جوکهای خنده دار تعریف کردن و برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز. برای خاطره های دم دستی. اولش هم حس خوبی به تو می دهند.

البته واضح و مبرهن است که چه خوب و آقاس پلیسه ، مواظب ماست پليسه
اما عكاس ها هم گاهي مهربانيشان گل ميكند و اينجوري جواب آقايي آقا پليسه رو ميدن ![]()


درست است كه كودكان غزه .........
درست است كه ظلم .........
درست است كه بمب ........
درست است كه جنگ ........
درست است كه بي گناه ........
ولي خدايا ،
چقدر دلم گرفت از ديدن اين صحنه
چقدر سخت بود


صداي اين جوون در هياهوي مردم در حمايت از مردم غزه گم شد كه مي گفت : نسل كشي شيعيان پاراچنار پاكستان ، وحشيانه تر از غزه


گاهی اوقات کسی رو می بینی که همون نگاه اول ، همون برخورد اول ، اونقدر به دلت مي شينه كه تاثيرش به طور قابل توجهي تو روحت باقي مي مونه .
امروز يكي از اون روزارو داشتم ، با كسي ملاقات كردم كه نگاهش ، كلامش ، گرماي دستش ، صداي مهربونش تاثيري روم گذاشت كه به طور قابل توجهي آرومم كرد .
شكر
......................................................................................................................
طبعا این عکس هیچ ارتباطی به متن بالا نداره و صرفا جهت عدم ارائه یک پست جدید گذاشته شده است ![]()

