خوب ، تا اينجا كه مشكلي نيست ، نه ؟ بريم سراغ پاراگراف بعدي :
In a front-page report, the Guardian said Washington would open a U.S. interests section in the Iranian capital, halfway towards opening an embassy.
اين هم البته مشكلي نداره ، بخصوص اين جمله منو كشته : halfway towards opening an embassy.
چيه مگه ؟ مشكليه ؟ از همون اول كه نميتونن بيان سفارت خونه بزنن ، گاماس گاماس برادر من ، گاماس گاماس
حالا خداييش ما بي خود ميترسيديم ها ، همين هفته پيش بود كه يه لينك رو سند تو آل كردم و اين آيكون رو همراهش فرستادم به این شکل :
![]()
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8704150478 جديه واقعا ؟؟؟؟؟
دوستی جوابمو به این شکل گفته و توضیحات مبسوط و مفیدی رو ارئه کرد و توضيح داد كه (2008/07/05 04:45:31 ب.ظ): na baba
2008/07/05 04:47:49 ب.ظ): ![]()
(2008/07/05 04:48:20 ب.ظ): natars baba
و این " نه بابا " اونقدر تاثیر گذار بود که منو به شدت متحول کرد و تا مدتی رفتم رو ویبره
بگذريم از بقيه بحث ، ولي عكس العمل جالبي بود ، با اين خبر" هالف وي تو امبسي " halfway towards opening an embassy. دستگيرمان شد كه بي خودي آيكون حروم كرديم
آقا راستي بعد از اين روز سيزده آبان ، روز دانش آموز ، بازم جلوي همون سفارت شيطان بزرگ راهپيمايي ميكنيم ؟؟؟؟؟ ميكنن ؟؟؟ خواهند كرد ؟؟؟ خواهيم كرد ؟؟؟؟ یا اینکه جلوی این شبه سفارت میریم ؟ میرن ؟
من پارسال عكساي خوبي گرفتم ، براي امسال هم نشقه داشتم ، با اين حساب راهپيمايي سيزده آبان پر؟ ( به فتح و ضم پ
)
يه موزيك ملايم ،
سكوت دلچسب يك نيمه شب تابستاني ،
يه كم دلگيري ،
نم اشكي ،
و بغضي كه هميشه ته گلو گير كرده
تلفيق اينا گرچه در ظاهر زياد خوش آيند نيست ، اما دقايق شيريني رو براي من به وجود آورده .
خيلي وقت بود كه اين فضا رو لمس نكرده بودم ، دلم تنگ شده بود .
فرقي نميكنه كه كي هستي ، چي هستي ، چند سالته ، زني يا مرد ، خوبي يا بد ، دل سنگي يا نه ،مهربوني يا نه ، گاهي اوقات براي همه يه فرصتي دست ميده كه تو خودشون غرق بشن ، برن تو عالمي كه مال اينجا نيست ،
چشماتو مي بندي و خودتو هر جايي كه دوست داري تصور ميكني ، با هر كسي كه دوست داري حرف ميزني ، هر كسي رو كه دوست داري ميبني ، تو يه قايق تكي دراز ميكشي و در حالي كه آروم آروم از ساحل دور ميشي ، به آسمون نگاه ميكني ، به مرغاي دريايي كه از بالا سرت رد ميشن و تو بدون ترس از اينكه روي تو كار خرابي كنن ، همونجا كف قايق براي خودت حال ميكني .
وسط يه جنگل ، تنهاي تنها قدم ميزني ،
تو دل يه كوه ، وقتي نم بارون صورتت رو خيس كرده فرياد ميزني و به انعكاس صداي خودت كه گوش خراش هم هست گوش ميدي .
تو دل كوير پاي برهنه ماسه هاي نرم و گرم كوير و له ميكني و به سرابي كه جلوي روت هست يه پوزخند ميزني و قمقمه آبت رو به رخ سراب ميكشي .
تو يه هواپيماي ميشني و همونطور كه با لذت به ابرهايي كه داري از بالاشون عبور ميكنينگاه ميكني و دلت غنج ميره از فكر اينكه چي ميشد اگه ميتونستي روي ابرها دراز بكشي و لمسشون كني ، يه دفعه مهماندار مياد ميگه الان سقوط ميكنيم ، يا اينكه يه نفر داد ميزنه اين يه گروگان گيريه و تو بي خيال از هر كدوم از اين اتفاقات همونطوري به ابرها نگه ميكني ، انگار دلت قرصه به ابرها كه حتي اگه بخواي سقوط بكني رو زمين نمي افتي ، ابرها خيلي نرمن .
.
.
.
.
.
.
خلاصه كه شب آروميه ، حالشو بردم .
راستي هفته ديگه تولدمه ، ميرم كه پشت ۳۶ رو به خاك بمالم
و با ورود به دنياي ۳۷ سالگي يه قدم ديگه به ۴۰ نزديك بشم . به سن ۴۰ سالگي يه حس خاصي دارم ، نميدونم چرا . اونايي كه اين سن رو پشت سر گذاشتن بهم بگن چه حسي داره ، منم قول ميدم به اونايي كه به سن من نرسيدن بگم كه تا اين سن چه حسي داره ، معامله پاياپاي ![]()
نمیدونم چرا هر موقع آقای کروبی رو می بینم یاد این شعر می افتم : ![]()
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دد ملولم و انسانم آرزوست

......................................................................................................
بعد العکس :
دوستی میگفت رفتی تو کار انتخابات ، لازم به ذكر است ، نه بابا ، مننه به انتخابات ؟؟؟؟
ولي خودمونيم عكس انتخاباتي خوبي نشده به نظر شما ؟؟؟ ![]()
يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم
بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم
چون بنده در سوداي زر ، کالاي بازارش کنم
گويد ميفزا قهر خود ، گويم بخواهم مهر خود
گويد که کمتر کن جفا ، گويم که بسيارش کنم
هر شامگه در خانه اي ، چابکتر از پروانه اي
رقصم بر بيگانه اي ، وز خويش بيزارش کنم
چون بينم آن شيداي من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوي او ، باشد که ديدارش کنم
جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني :
يارت شوم ، يارت شوم ، هر چند آزارم کني
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کني
بر من پسندي گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بيمارم کني
گر رانيم از کوي خود ، ور باز خواني سوي خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بيمارم کني
من طاير پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کني
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
يار من دلداده شو ، تا با بلا يارم کني
ما را چو کردي امتحان ، ناچار گردي مهربان
رحم آخر اي آرام جان ، بر اين دل زارم کني
گر حال دشنامم دهي ، روز دگر جانم دهي
کامم دهي ، کامم دهي ، الطاف بسيارم کني
جواب سيمين بهبهاني به ابراهيم صهبا :
گفتي شفا بخشم تو را ، وز عشق بيمارت کنم
يعني به خود دشمن شوم ، با خويشتن يارت کنم؟
گفتي که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
خوابي مبارک ديده اي ، ترسم که بيدارت کنم
جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني:
ديگر اگر عريان شوي ، چون شاخه اي لرزان شوي
در اشکها غلتان شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر باز هم يارم شوي ، شمع شب تارم شوي
شادان ز ديدارم شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر محرم رازم شوي ، بشکسته چون سازم شوي
تنها گل نازم شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر باز گردي از خطا ، دنبالم آيي هر کجا
اي سنگدل ، اي بي وفا ، ديگر نمي خواهم تو را
جواب رند تبريزي به سيمين بهبهاني و ابراهيم صهبا :
صهباي من زيباي من ، سيمين تو را دلدار نيست
وز شعر او غمگين مشو ، کو در جهان بيدار نيست
گر عاشق و دلداده اي ، فارغ شو از عشقي چنين
کان يار شهر آشوب تو ، در عالم هشيار نيست
صهباي من غمگين مشو ، عشق از سر خود وارهان
کاندر سراي بي کسان ، سيمين تو را غمخوار نيست
سيمين تو را گويم سخن ، کاتش به دلها مي زني
دل را شکستن راحت و زيبنده ي اشعار نيست
با عشوه گرداني سخن ، هم فتنه در عالم کني
بي پرده مي گويم تو را ، اين خود مگر آزار نيست؟
دشمن به جان خود شدي ، کز عشق او لرزان شدي
زيرا که عشقي اينچنين ، سوداي هر بازار نيست
صهبا بيا ميخانه ام ، گر راند از کوي وصال
چون رند تبريزي دلش ، بيگانه ي خمار نيست
"بامزي" با خوردن عسل قدرتمند مي شد ، "علاالدين" به چراغ جادو دست ميكشيد و غول چراغ جادو بهش كمك ميكرد ، هميشه "شيلا " براي سند باد خبرهاي خوب خوب مي آورد و يه راهي رو بهش نشون ميداد تا از مهلكه نجات پيدا كنه ، "فرشته مهربون" هميشه با چون درخشانش به داد "پينوكيوي دروغگو" مي رسيد ، "اي كيو سان " باكمك گرفتن از ذهنش واون دنگ دنگي كه به سرش مي خورد به جواب سوالاتش مي رسد ، " جادوگر شهر اوز " با ورد خوندنهاش مي تونست خرابكارياشو كامل كنه ، " هري پاتر " هم كه اين اواخر غوغا كرده و با جادو و جنبل هر كاري ازش بر مياد ، " زي زي گولو"ي خودمون هم مي تونست باخودن شعر ; زي زي گولو آسي پاسي دراكوتا تا به تا اوضاع رو درست كنه و ملوان زبل هم البته با خوردن اسفناج بازوهاش قدرتمند مي شد .
تو دنياي يه ذره واقعي تر ، پوآرو مي تونست با علائم و نشانه ها به قاتل برسه ، شرلوك هولمز و خانم مارپل و كارآگاه كاستر هم از همين رويه استفاده ميكردن .
اما ، اما واقعا تو دنياي خيلي خيلي خيلي واقعي ، اين رحيم مشائي خودمون ، چطوري تونسته در عرض دو سال كار 16 ساله رو انجام بده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آيا ؟
خوب دکتر جان ، رئيس جمهور مردمي و عدالت محور و مهر ورز مهربون ، يه آماري بده كه يه خورده آدم تعجبش نشه بابا ، دو سال كجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ، شونزده سال كجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ؟؟؟؟؟؟
خبر رو اینجا بخونید
..................................................................................................................
پ ن : من معذرت میخوام اولا ، معذرت ميخوام دوما ، معذرت ميخوام سوما و الخ ، ولي از اين به بعد كامنتهايي كه ميان مي نويسن وبلاگ قشنگي داري به ما هم سر بزن رو پاك ميكنم . آخه اين چه معني داره يارو اومده نوشته " خيلي ناز نوشتي " ![]()
![]()
![]()
، حالم بـــــــــــــــــــــــــــــد شد ، اه اه اه
در خبرها آمده بود : قالیباف: تحمل شنيدن حرفي از عالم سياست را ندارم/حوزه سياست حالم را بهم مي زند
فقط سه نقطه و یک " ه " بین سرداری و شهرداری فاصله است جناب سردار قدیم و شهردار فعلی .
در این پست خوب عمل کرده اید تا اینجا ، خدا كند كه اين حرفي كه زده ايد را فراموش نكنيد . مردم خدمت مسولين را مي خواهند ، چه در لباس شهرداري باشد ، چه در لباس سرداري و چه رياست جمهوري . ممكن است بين سرداري و شهرداري فقط سه نقطه و يك " ه " فرق باشد ، اما بين شهرداري و رياست جمهوري تفاوت هاي زيادي وجود دارد . اميدواريم از گذشتگان درس بگيريد و به عاقبت آنها دچار نشويد .








زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد
حالا هی زبان درازی کن ، گوساله

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخت پاره بر موج
رها رها رها من
ز من هر آنکه او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک
از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که ترکنم گلویی
به یاد آشنا من
ستاره ها نهفتند
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
هوای گریه با من
نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخت پاره بر موج
رها رها رها من
ز من هر آنکه او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک
از او جدا جدا من
به من هر آنکه نزدیک از او جداجدا من

...........................................................................................................
یک مقاله جالب درمورد فلسفه وضو و نماز از دید متافیزیکی


دخترك نميداند براي كه فاتحه خواني مي كند ، پير مرد مي داند اما
دخترك هم خواهد فهميد به زودي
هميشه بعد از روي كار آمدن دولتي ، نظامي و يا هر حكومتي اسامي جديد به ليست سياسيون كشور اضافه مي شوند ، با بهتر بگويم ، اسامي جديد شنيده مي شوند . افرادي كه تا قبل از آن نه به دليل نداشتن فعاليت سياسي ، بلكه به دليل عدم مهم بودم مشاغل سياسي آنها حرفهايشان تاثير گذار نبوده و مهم ارزيابي نمي شده است .
در نظر بگيريد ، تا قبل از رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد ، زماني كه پست شهرداري شهر تهران را داشت ، يا زماني كه استاندار بود يا آن زمان كه استاد دانشگاه بود ، كسي دكتر الهام ، ثمره هاشمي ، بذر پاش ، و و و و را نميشناخت . اين سخن نه بدان معنا كه اينان در هيچ محفلي شناخته شده نبودند ، بلكه به اين معنا كه اين افراد در جامعه به طور كلان شناخته شده نبوده و بالطبع اگر حرفي هم مي زدند مهم جلوه نميكرد . نه تنها اينان ، بلكه خود آقاي احمدي نژاد هم سخنانش نهايتا به عنوان شهردار تهران مهم جلوه ميكرد و اگر در آن زمان مثلا در مورد محو اسرائيل صحبت ميكرد بازخورد جهاني نداشت و اين كاملا يك امر طبيعي است .
اما بعد از به قدرت رسيدن يك حزب ، گروه ، دسته و يا شايد بتوان گفت بعد از به قدرت رسيدن يك تفكر ، اين قضيه تغيير ميكند . لازم به توضيح نيست كه بعد از به قدرت رسيدن ديگر نمي توان هر حرفي را بي محابا زد ، هر سخني را نسنجيده بيان كرد و هر فكري را تعمق نكرده از ذهن خارج كرد و خوشبختانه دولتمردان ما به اين موضوع واقف بوده مي دانند كه اگر قرار است در مسند قدرت بدون تعمق و تفكر حرفي زده شود بايد عواقب آن را نيز در نظر بگيرند و مسئوليت آن را نيز به عهده داشته باشند .
اما گاهي افرادي با پشتوانه قرار دادن منسوبين خود در مقامها و پستهاي مهم دولتي ، هر گونه مانوري را در بيان عقايد خود مجاز مي دانند ، هر گونه هتاكي را بي محابا به هر مقام دولتي و غير دولتي كه بخواهند ميدهند و با اطمينان از اينكه از سمت منسوبين خود مورد حمايت قرار مي گيرند هر مطلبي را بيان ميكنند . حال مي دانيم كه اگر همين مطالب از طرف شخصي بدون منسوب ، يا حتي با منسوب مورد حمايت دولت ، بيان شود مجازاتي سخت در پيش رو خواهد داشت . كما اينكه در اين اواخر بسيار شاهد اين موضوع بوده ايم .
همسر الهام ، سخنگوي محترم دولت ، از جمله اين افراد است كه متاسفانه هميشه با انكار حمايت همسر خود به هر نحو ممكن به سخنان هتاكانه خود به مسئولين نظام ادامه داده و با كمال تعجب ديده مي شود كه حتي تذكر مقام معظم رهبري در او اثري نداشته و هشدار پدر و اقوام نيز در او موثر نيست .
بسياري بر اين اعتقاد هستند كه به هيچ وجه نبايد سخنان او را جدي گرفت و با نشر سخنان هتاكانه او كه بدون رعايت هيچ گونه نزاكت و ادبي انجام ميگيرد وقعي بر اين سخنان گذاشت .
نگارنده خود نيز به اين موضوع اعتقاد دارد ، اما نشر آخرين به اصطلاح مقاله همسر الهام و آخرين سخنان او كه تقريبا با تعجب همگان مواجه شد ، زيرا در به كار گيري كلمات زشت و بسيار هتاكانه شايد بي نظير باشد باعث شد اين مطلب را بنويسم .
در زير به چند مورد از مطالب همسر الهام كه تيترهاي جالبي هم دارد اشاره ميكنم ، عجيب اينكه همسر الهام از حمله به كسي ابايي ندارد و تقريبا سعي دارد همه را از زير تيغ قلم نا زيباي خود عبور دهد ، و جالب اينجاست كه همه اين كارها را در زماني انجام مي دهد كه در آشپزخانه به رتق و فتق امور خانه مي پردازد .
عصبانيت فاطمه رجبي از سفر خاتمي به يزد
حمله فاطمه رجبي به جامعه روحانيت مبارز
حمله فاطمه رجبي به آفتاب و مهر
حمله فاطمه رجبي به برخي سايتها
حمله غیر مترقبه فاطمه رجبی به لاریجانی
......................................................................................................
پ . ن : از نظر شما بهترنيست نام فاميل همسر الهام تغيير كند ؟

این مامان یاکریم با سلیقه برای خوشگل شدن لونه اش اونو با گل مصنوعی تزیین کرده


سلام به دنیای خارج ازتخم
واقعا که این خانم ناز ، خوشگل ،عسل ، ماماني ، دوست داشتني ، خوردني ، لپ گاز گيران ، اصولا و كلا به طرح امنيت اجتماعي بي توجهه ، فكر نكنيد محجبه ميشه بعد ميره بيرون ، همينجوري ميره تو خيابون ، جيگرشو من يكي كه ميرم ، واي به آقايون .
رعايت نكردن شئونات اسلامي از طرف اين خانم خانماي خوشگل مننه ؟
بوس بوس بوس

قانون اول : بدون سوال از دستور اطاعت ميكنيد
قانون دوم : تنبيه بايد بلافاصله انجام گيرد .
قانون سوم : رحم مخصوص انسانهاي ضعيف است .
قانون چهارم : ترس عقل را از بين مي برد .
قانون پنجم : وفاداري شما بايد به خانواده باشد .
قانون ششم : عدالت را بايد به زور اجرا كرد .
قانون هفتم : هر كس در گروه ميتونه براي به دست آوردن رهبري گروه مسابقه بده .
قانون هشتم : فقط يك كيفر وجود دارد ، مرگ
شما چيزي را از اين ارتش بيرون ميبريد كه آورده ايد
كار كنيد تا به شما غذا بدهند
بجنگيد تا به شما احترام بگذارند
بميريد تا از شما ياد كنند
قسمتهایی بود از دیالوگ فیلم پستچی ، به نظر من كه خيلي پر مفهومه ، گرچه از دهان كاراكتر منفي گفته ميشه ، ولي همينش قشنگش كرده .

آب آرامش بخشه
طلوع خورشید زیباست
چه حالی برایت می سازد تلفیق این دو

.......................................................................................................
پ . ن : بگذریم از اینکه من نتونستم زیبایی غروب خورشید و آرامش قطرات معلق آب در هوا رو نشون بدم ولي خودتون تصور كنيد ديگه . خوشگله ها
