تبليغاتX
محبوبه بوجار
آنچه نپاید، دلبستگی رانشاید

 

بعد از سوم تير سال 84 ، به سفارش صدا و سيماي مركز قم ، يك سري مصاحبه انجام داديم . هدف از اين مصاحبه ها بررسي انتخابات سوم تير بود ، حالا بعد از گذشت سه سال از آن روز ، خيلي دوست داشتم كه يك بار ديگر مروري روي مصاحبه ها داشته باشم . يكي از مصاحبه هايي كه انجام شد ، با آقاي حسين شريعتمداري بود . اولين باري بود كه با ايشون روبرو مي شدم . قبل از شروع مصاحبه دلشوره داشتم ، ولي آقاي شريعتمداري انقدر آروم بود كه من هم آرامش گرفتم . البته همه دوستان خبرنگار مي دونن كه تو مصاحبه ها حرفهايي رد و بدل ميشه كه بين خبرنگار و مصاحبه شونده مي مونه و نه جايي نوشته ميشه و نه جايي زده ميشه ، بنابر احترام و حقي  كه براي مصاحبه شونده بايد قائل شد در مورد مصاحبه با آقاي شريعتمداري هم اين اتفاق افتاد ، اما غير از يك مورد همه مسائل نوشتي شد .

 

ايشون در بين صحبتهاش مطالبي رو گفت كه بعد از گذشت سه سال فكر ميكنم ياد آوري اونها براي خودشون هم خالي از لطف نباشه ، بعضي از اون قسمتهايي كه براي من بعد از سه سال جالب هست رو اينجا تيره تر كردم ( همون بولد خودمون ) . خيلي خيلي دوست دارم كه در آستانه چهارمين سال دوره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد ، يك بار ديگه با همه كساني كه اون زمان مصاحبه كرديم ، مصاحبه اي داشته باشيم تا بعد از اين سه سال نظراتشون رو بدونم . البته شايد بعضي از اونها اصلا تو سمتهايي كه اون زمان بودن ديگه نباشن ، ولي با اين حال نظراتشون برام جالبه ، بهتره بگم تغيير نظراتشون برام جالبه ، كه از جمله اون آقايون و خانمها ، آقاي شريعتمداري گزينه اول منه ، اميدوارم فرصت يه همچين مصاحبه اي باز پيش بياد .

 

 

حضور گسترده مردم در انتخابات را با وجود همه پيش بيني هايي كه شده بود مبني بر عدم حضور اين چنيني چگونه ارزيابي ميكنيد ؟

 

معمولا تا كنون قالب پيش بيني ها كليشه اي بوده ، يعني در اين  انتخابات اولين باري نيست كه شما شاهد وقوع اتفاقي بوده ايد كه با پيش بيني هاي خارجي ها متفاوت است . پيش بيني خارجي و داخلي را بايد از هم جدا كرد ، خارجي ها معمولا در پيش بيني هاي خود آرزوهايشان را نيز دخالت مي دهند . تقريبا كمتر انتخاباتي را مي توانيم آدرس بدهيم كه محافل غربي از حضور بسيار اندك مردم و بي توجهي مردم به انتخابات حرف نزده باشند . اما اين دفعه در داخل هم پيش بيني ها متفاوت بود . در مورد حضور چشمگير مردم به نظرم مي آيد كه غير از خارجي ها كس ديگري حضور چشمگير مردم را پيش بيني نكند ، نهايتا اينكه گمانه هايي كه زده ميشد ، بين 50 و 55 درصد بود و ديديدم كه بر خلاف آن گمانه ها حضور مردم بيشتر بود كه عوامل مختلفي در آن دخالت داشت . اولا در اين انتخابات همه سليقه هاي سياسي حضور داشتند و تعدد كانديداها به گونه هاي بود كه نه فقط سليقه هاي اصلي وجود داشتند و بلكه در درون يك سليقه سياسي فراگير بخش هاي مختلف كه زير مجموعه آن سليقه سياسي هم بودند حضور داشتند . مثلا فرض كنيد كه در ميان جناح موسوم به اصلاح طلبان ( دوم خردادي )  حدود سه كانديدا وجود داشت  و حال اينكه در گذشته همه آنها به يك كانديدا كفايت مي كردند  در اين حالت همه سليقه هاي مختلف خود را مي ديدند و جمع اصول گريان چهار كانديدا حضور داشت و اين مسئله مي توانست به گرمتر شدن تنور انتخابات و رغبت مردم براي شركت در انتخابات كمك كند .

 

آيا اين مدل مدل موفق بود ؟

 

بله مدل موفقي بود

 

تنوع كانديداها ، مشكلات معيشتي و تبليغات ، كدام يك توانستند در حضور مردم در انتخابات نقش موثرتري را ايفا كنند ؟

 

من فكر ميكنم تنوع كانديداها همانطور كه عرض كردم . تبليغات و مخصوصا تبليغاتي كه صدا و سيما داشت نقش موثرتري داشت . اما مشكلات معيشتي مردم يا به بيان ديگر خواسته ها و مطالبات جا مانده مردم اين بار نقش زيادي داشت به اين معني كه اين بار در ميان كانديداها كساني پيدا شده بودند كه اصرار داشتند بر حل مشكلات معيشتي مردم و مخصوصا آقاي احمدي نژاد ، علاوه بر اينكه در اين زمينه اصرار زيادي داشت ، سابقه موفقي هم در اين مورد داشت ، بنابر اين اينها ميتوانست رويكرد بيشتر مردم را به دنبال داشته باشد .

 

 در صحبت هايتان اشاره كرديد كه تحريم انتخابات به شكل كامل اتفاق نيفتاد اما نقطه گسست تحريم انتخابات را در عمل كجا مي بينيد

 

تحريم انتخابات بايد يك عقبه مورد قبولي براي خودش داشته باشد ، تحريم انتخابات از دو جانب صورت ميگرفت يكي بيروني ها بودند كه اصرار بر تحريم داشتند كه هم اپوزيسيون را تشكيل ميداد كه از طريق رسانه هاي ماهواره اي خود اين تبليغات را انجام ميدادند و علت تحريم آنها اين بود كه اساسا نظام را قبول ندارند و كساني كه با نظام در تقابل هستند و آن را قبول ندارند اگر بخواهند انتخابات را بپذيرند به اين معناست كه سازو كار نظارم را پذيرفته اند . اما از طرف ديگر اين گروه بسيار اندك و كم شمار هستند كه غالبا به درگيري هاي  درون گروهي خود مشغول هستند ، آنها نه براي افكار عمومي  داخل مرجع هستند و نه در ميان خودشان و حتي براي خارجي ها . من معتقدم اساسا اين شبكه هاي ماهواره اي به يك نوعي نه تنها به زيان ما نيست ، بلكه مفيد هم هست . البته  منظورم اين نيست كه بايد به كار آنها ادامه داد به اين معني كه مصداق عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد يا به مصداق كلام حضرت امام سجاد ( ع ) " الحمد الله الذي اعدائنا من الحمقا " اما در داخل فقط يك بخشي از يك جريان مدعي اصلاحات زمزمه هاي تحريم را در ميان خوشان داشتند ، اما به دو دليل وارد اين فاز نشدند . دليل اول اينكه اساسا اين فاز را شكست خورده مي دانستند زيرا تجربه اي در جريان انتخابات مجلس هفتم داشتند . بعد از اينكه عده اي از اين افراد رد صلاحيت شدند دست به تحصن زدند و همه ديدند كه بر خلاف انتظار داشتند با بي تفاوتي و بي اعتنايي مردم روبرو شد و حتي با بي اعتنايي دوستانشان روبرو شد به طوري كه بعد از تحصن ابايي از اين نداشتند كه بيان كنند كه اقدامشان اقدام غلط و نسنجيده اي  بوده . دليل دوم اين بود كه ميدانستند مردم به سرنوشت خود اهميت مي دهند و به سازو كار نظارم ايمان دارند ، به اين معني كه مردم ميدانند كه تك تك آراء آنها نهايتا در سرنوشت آنها موثر است ، تقلب در انتخابات نيست . من نمي گويم احيانا تقلب در يك حوزه انتخاباتي نشده باشد كه يك چيز عادي است ، اما اينكه سرنوشت انتخابات از قبل تعيين شده باشد چيزهايي است كه امروزه باور همگان اين است كه در جمهوري اسلامي چنين نيست . به طوري كه مثلا ما شاهد بوده ايم كه در يك دوره انتخابات مجريان انتخاباتي از يك گروه بوده اند ولي رقيب آنها راي آورده است و برعكس هم شاهد بوده ايم . اينها نشان مي دهد كه انتخابات هميشه سلامت صورت مي گيرد و با چنين مسائلي است كه مردم هميشه آراء خود را موثر مي دانند . بنابر اين آن عده قليلي كه در گوشه ذهنشان انتخابات را تحريم مي كردند به اين دليل هم مجبور بودند از خواسته اشان كنار بكشند و اين را يك شكستي در كنار شكست قبلي تلقي ميكردند و به همين دليل در جريان انتخابات اخير اساسا صحبتي از تحريم  در ميان جريانات سياسي مطرح نبود .

 

فرق دوم خرداد با سوم تير در چه بود ؟

 

در دوم خرداد ، در واقع راي  « آري » مردم به جريان جديد ترجمان راي « منفي »  آنها به شرايط قبلي بود .يعني مردم شرايط قبلي را بنا به دلايلي قبول نداشتند . البته اينجا بايد اين پرانتز را باز كنم كه مردم كليت نظام را قبول دارند به همين دليل هم راه كارها را در چارچوب نظارم جستجو مي كنند ، برخلاف آن تعبيري كه آمريكاي ها غربي ها  داشتند . در دوم خرداد مردم از شرايط قبلي ناراضي بودند لذا به سوي جريان جديدي كه افق جديدي پيش رويشان باز كرده بود روي كردند ، در سوم تير چيزي شبيه آن اتفاق افتاد با اين تفاوت كه مردم ديده بودند كه شعارهايي كه آن جريان جديد داد ، يا به شعارهايش عمل نكرد يا احساس كردند كه توان عمل به اين وعده ها را ندارد و بعضا هم ديدند كه بر خلاف آنچه وعده كرده بودند عمل كردند . البته من اينجا آقاي خاتمي را جدا ميكنم  زيرا به حق ايشان متفاوت عمل كردند ، چون بارها ديده شد كه آقاي خاتمي خيز برداشت كه كاري انجام دهد اما اطرافيان و كساني كه قرار بود همراه ايشان باشند كارشكني كردند ، مثلا ايشان طرح سامان دهي اقتصادي را تهيه كرد و مجلس هم تاييد كرد و بسياري از صاحب نظران هم آن را پذيرفتند ولي جرياناتي كه داعيه همسويي با ايشان را داشتند كارشكني كردند و كار را به جايي رساندند كه حتي ايشان را به خاطر اينكه همراهي نمي كرد با خواسته آنها با بي نزاكتي با شاه سلطان حسين صفوي مقايسه كردند . طرح عبور از خاتمي به وسيله همين گروه كه مدعي حمايت از خاتمي بود ارائه شد .  و اين مسئله تا جايي پيش رفت كه در دانشگاه استنفورد در آمريكا در نشست معروفي كه خانم «  پيلاس » آقاي خاتمي را با گورباچف مقايسه كرد و خواستار تغيير گورباچف با يلتسين شد ، روزنامه هاي داخلي به اين موضوع دامن زدند و آقاي خاتمي را گورباچفي مي دانستند كه بايد جاي خود را به يلتسين بدهد .

 البته من اين ادعا را قبول ندارم كه دوستان دوم خردادي در مقابل ناكار آمدي خودشان ، كارشكني جناح رقيب را مطرح ميكنند  چرا كه بايد به سوال خيلي روشن جواب بدهند كه آنها در پي انجام چه كاري بودند كه در آن كار شكني شد ، خوب به هر صورت كسي كه ادعا ميكند در انجام كارش كار شكني شده است اول بايد بگويد كه اين ادعا يعني حركت از پله دوم ، اول بايد بگويند چه كاري ميخواستند بكنند كه كار شكني شده است .

كاري كه دولت بخواهد انجام دهد يا بايد از طريق لايحه است كه به مجلس مي فرستد يا از طريق طرحي است كه ارائه مي دهد ، و ما چنين چيزي نمي بينيم . حتي نوعي برخورده هاي سخيف با مردمي مي بينيم . يعني وقتي در ميان مدعيان اصلاحات سخن از وضعيت بد معيشتي مردم به ميان مي آيد يكي از دست اندر كاران اصلي اين جريان به اعتقاد من مردم را به لشگر قابلمه به دستها تشبيه مي كند و يا اينكه وقتي صحبت از فقدان برخي از كالا و سختي كه مردم در صف ها مي كشند يكي از نمايندگان مجلس مدعي اصلاحات با صراحت مي گويد اگر مرگ موش هم توزيع كنند مردم توي صف مي ايستند و همه اينها باعث مي شد كه مردم فكر كنند اشتباه كرده اند . به اين معني كه حداقل اينكه احساس مي كردند جريان مدعي اصلاحات در پي دغدغه هاي آنها نيست ، نمونه هاي بسياري از اين دست را مردم مي ديدند و اينها نه نيازي به پنهان كاري هست و نه خيلي پيچيده است كه اذهان خيلي پيچيده بخواهد درك  كند . ماجراي شوراي شهر اول و درگيري هاي آنها و بر زمين ماندن كار مردم چيزي نبود كه بخواهد از جلوي چشم مردم پنهان باشد .

در سوم تير مردم با نگاه بازتري به ميدان آمدند و تجربيات قبلي را با خود داشتند و در ميان كانديداها هم به شعار ها نگاه كردند هم به سوابق و هم ميزان صحت شعارها را با سوابق كانديداها به ارزيابي نشستند و من معتقدم كه به اين ترتيب بود به سوي آقاي احمدي نژاد گرايش پيدا كردند .

 

 

 

 

پ . ن : تا اين قسمت مصاحبه هم به نظر خودم كه خيلي جالب بود ، تا سالگرد سوم تير بقيه اش رو هم مي نويسم . البته قسمتهایی از این مصاحبه همان زمان تو یکی از خبرگزاریها گذاشته شد

 

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 12:19 | لینک  | 

 

دكتر شريعتي در جلسات درس اديانشون  دانشجوهاشون  ميخوان كه به طور مدام همه دوره هاي درس رو  تا آخر بحث ، هر جلسه سر مبحث آماده بشن ، دليل اين كاررو هم اينطور بيان ميكنن : درس واحد درسي مستقل نيست و وقتي دربرابر قضاوت عموم قرار ميگيرد ناقص قضاوت مي شود . انسان درست كسي است كه ازنظر علمي در عين حال كه به يك نظريه علمي خاص معتقد است ، نظريات معارض خود را آنچنان طرح كند كه گويي خودش به آن نظريه معتقد است و با لحن علمي و تحليلي بي طرفانه طرح كند ، كه البته رد آن نظريه مشكل است ولي مشكل شود ، و به اين شكل اگر رد كردي واقعا آن نظريه را رد كردي و بعد اگر مذهب و نظريه خود را اثبات كردي به اين شكل نظريه خودت در ذهن ها بر جاي خواهد ماند .

شريعتي در ادامه به اين نكته اشاره ميكند كه من آن اندازه زرنگي ندارم كه بتوانم به اين شكل به مذهبي و نظريه اي حمله كنم و سپس به اثبات نظريه خود بپردازم .

او مي گويد : خصوصيت من اين است كه وقتي نظريه اي را طرح ميكنم ، در عين حال كه از نظر علمي و اعتقادي با آن نظريه مخالف هستم در موقع طرح نظريه آنچنان طرح ميكنم كه شنونده احساس مخالفت من را نميكند . و اين است كه وقتي بحث رد مي شود بر اساس تحليل رد شده است و نه تعصب .

شريعتي ادامه مي دهد : هر ديني كه درس ميدادم و مستمع آزادها يك جلسه مي آمدند و ديگر نمي آمدند وقضاوتش بر اساس همان جلسه بود ، بنابراين من يك هفته اول ارديبهشت بودايي بودم ، هفته آخر ارديبهشت ودايي ، هفته اول خرداد لايستي ، هفته آخر كنفسيوسي و.............

 

حقيقتا ما امثال دكتر شريعتي رو نشناخته قضاوتشان مي كنيم .

دلم ميخواست از اين مرد بزرگ بنويسم ، اما وقتي اين سخنراني را گوش كردم ، ديدم با خوندن چند تا كتاب و گوش كردن چند تا سخنراني ، اصلا نميشه در مورد اين شخصيت عظيم چيزي نوشت و حرفي زد .

هبوطش لذت بخش است ، چند كلامش را اينجا مي آورم :

اما چه رنجي است لذت ها را تها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزار دهنده اي است تنها خوشبخت بودن .

شيطان نياز به خداوند را در جان ما مي آفريند و قوت مي دهد .

در دردها دوست را خبر نكردن خود يك عشق ورزيدن است .

تو قلب بيگانه را مي شناسي كه خود در سرزمين وجود بيگانه بوده اي

كسي را برايم بيافرين كه در او بيارامم .

 

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 23:46 | لینک  | 

راستش در مورد این موضوع دانشگاه زنجان یه کم خیلی خیلی حالم گرفته است ، يه عالمه حرف پشت اين كله مونده كه ميخواد بريزه رو كيبرد ، ولي انقدر عصباني هستم كه فكر كردم اگه بنويسم بدجوري بدو بيراه بارون ميشه همه كس و همه چيز و طبق دستوري كه دادن و گفتن موقع عصبانيت كاري انجام نديد ، فعلا اين دوتا عكس گل رو خيلي خيلي خوشگل شدن و من خيلي خيلي دوستشون دارم و با ديدنشون خيلي خيلي آرامش پيدا ميكنم رو ميزارم اينجا . خيلي خودخواهم نه ؟؟؟؟؟؟

........................................................................................................................

پ . ن : به پيوندهاي  روزانه هم توجه كنيد از اين به بعد ، سعي ميكنم اخبار خوبي رو توش قرار بدم .

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 12:49 | لینک  | 

 

وقتی جوونتر بودم ، خيلي دوست داشتم تو تولدها شركت كنم ، سعي ميكرديم هميشه بريم ، يه كار جالب هم مي كرديم با دوستان گرمابه و گلستانه ، اينكه علاوه بر كادوي اصلي كه براي صاب تولد مي گرفتم ، يه كادوي بزرگ و خوشگل اما خالي تهيه ميكرديم ، به اين شكل كه يه جعبه بزرگ از بقال سر كوچه مي گرفتيم ،  بعد مثلا يه تيكه آجري ، سنگي ، چيزي گير مي آورديم براي اينكه بسته سنگين بشه و طرف تو اولين برداشتي كه از بسته داره به خالي بودنش پي نبره ، توش ميذاشتيم ، يه كاغذ كادوي خيلي خوشگل هم بهش مي پيچيديم ، ميذاشتيم جلوي طرف . تصور كنيد چهره طرف رو موقع باز كردن كادو .

نميدونم اين تيتر  كيهان چرا منو ياد اين خاطره انداخت . هوينجوري !

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 11:54 | لینک  | 

 

نامه‎ ‎دانشجويان‎ ‎دانشکده‎ ‎خبر به‎ ‎ سید حسن‎ ‎خميني

جمعي‎ ‎از‎ ‎دانشجويان‎ ‎رشته‎ ‎هاي‎ ‎کارشناسي‎ ‎خبرنگاري، کارشناس‎ ‎مترجمي‎ ‎خبر‎ ‎وکارداني‎ ‎عکاسي‎ ‎خبري‎ ‎در‎ ‎نامه‎ ‎اي‎ ‎به‎ ‎سيدحسن‎ ‎خميني‎ ‎نسبت‎ ‎به‎ ‎آنچه"‏‎ ‎تحريف، تخفيف‎ ‎و‎ ‎بدعت‎ ‎گذاري‎ ‎انديشه‎ ‎هاي‎ ‎بنيان‎ ‎گذارجمهوري‎ ‎اسلامي"‏‎ ‎‎ ‎ناميده‎ ‎اند‎ ‎اعتراض‎ ‎کردند. مديران‎ ‎اين‎ ‎دانشکده‎ ‎از‎ ‎افراد‎ ‎نزديک‎ ‎به‎ ‎محمود‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎به‎ ‎شمار‎ ‎مي‎ ‎روند. ‏‎ ‎‎ ‎

دراين‎ ‎نامه‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎آستانه‎ ‎سالگرد‎ ‎ارتحال‎ ‎بنيان‎ ‎گذار‎ ‎جمهوري‎ ‎اسلامي‎ ‎منتشر‎ ‎شده‎ ‎آمده‎ ‎است: "اينروزها‎ ‎در‎ ‎فضاي‎ ‎دانشگاهي‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎ويژه‎ ‎در‎ ‎دانشكده‎ ‎خبر، آموزش تاريخ‎ ‎و‎ ‎ريشههاي‎ ‎انقلاب‎ ‎اسلامي توسط‎ ‎افرادي‎ ‎تدريس‎ ‎ميشود‎ ‎كه‎ ‎حداقل‎ ‎صلاحيت‎ ‎لازم‎ ‎را‎ ‎براي‎ ‎يدك‎‎كشي‎ ‎عنوان «استاد»ي‎ ‎به‎ ‎ويژه‎ ‎براي‎ ‎چنين‎ ‎درس‎ ‎خطيري‎ ‎ندارند. بدينوسيله‎ ‎دانشجويان‎ ‎دانشكده‎ ‎خبر‎ ‎از‎ ‎شما، چه‎ ‎در‎ ‎مقام‎ ‎توليت‎ ‎آستان‎ ‎امام‎ ‎خميني(ره)‏‎ ‎و‎ ‎چه‎ ‎در‎ ‎مقام‎ ‎فرزند‎ ‎بزرگوار‎ ‎يادگار‎ ‎عزيز‎ ‎آن‎ ‎بزرگوار‎ ‎و‎ ‎بنا‎ ‎به‎ ‎مسئوليت‎ ‎شرعي، اخلاقي‎ ‎و‎ ‎قانونيتان‎ ‎تقاضاي‎ ‎رسيدگي‎ ‎به‎ ‎انحراف‎ ‎مشهود‎ ‎در‎ ‎انديشههاي‎ ‎حضرت‎ ‎امام‎ ‎دارند."‏‎ ‎‎ ‎

در‎ ‎ادامه‎ ‎اين‎ ‎نامه‎ ‎آمده‎ ‎است: "خود‎ ‎آن‎ ‎حضرت‎ ‎نيز‎ ‎در‎ ‎بخش‎ ‎پاياني‎ ‎بند «ك» وصيتنامه‎ ‎الهي‎-‎سياسي‎ ‎خود‎ ‎هشدار‎ ‎دادهاند‎ ‎كه بر‎ ‎ملت‎ ‎و‎ ‎دولت‎ ‎جمهوري‎ ‎اسلامي‎ ‎است‎ ‎در‎ ‎همه‎ ‎اعصار، كه‎ ‎نگذارند‎ ‎عناصر‎ ‎فاسد‎ ‎داراي‎ ‎مكتبهاي‎ ‎انحرافي‎ ‎يا‎ ‎گرايش‎ ‎به‎ ‎غرب‎ ‎و‎ ‎شرق‎ ‎در‎ ‎دانشسراها‎ ‎و‎ ‎دانشگاهها‎ ‎و‎ ‎ساير‎ ‎مراكز‎ ‎تعليم‎ ‎و‎ ‎تربيت‎ ‎نفوذ‎ ‎كنند‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎قدم‎ ‎اول‎ ‎جلوگيري‎ ‎نمايند‎ ‎تا‎ ‎مشكلي‎ ‎پيش‎ ‎نيايد‎ ‎و‎ ‎اختيار‎ ‎از‎ ‎دست‎ ‎نرود‎ ‎و‎ ‎وصيت‎ ‎اينجانب‎ ‎به‎ ‎جوانان‎ ‎عزيز‎ ‎دانشسراها‎ ‎و‎ ‎دبيرستانها‎ ‎و‎ ‎دانشگاهها‎ ‎آن‎ ‎است‎ ‎كه‎ ‎خودشان‎ ‎شجاعانه‎ ‎در‎ ‎مقابل‎ ‎انحرافات‎ ‎قيام‎ ‎نمايند‎ ‎تا‎ ‎استقلال‎ ‎و‎ ‎آزادي‎ ‎خود‎ ‎و‎ ‎كشور‎ ‎و‎ ‎ملت‎ ‎خودشان‎ ‎مصون‎ ‎باشد."‏‎ ‎‎ ‎

دانشجويان‎ ‎دانشکده‎ ‎خبر‎ ‎هدف‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎از‎ ‎نوشتن‎ ‎نامه‎ ‎به‎ ‎نوه‎ ‎آيت‎ ‎الله‎ ‎خميني‎ ‎اين‎ ‎چنين‎ ‎توضيح‎ ‎داده‎ ‎اند: "اين‎ ‎نامه‎ ‎براي‎ ‎اداي‎ ‎دين‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎انقلاب‎ ‎و‎ ‎امام‎ ‎راحل‎ ‎آن‎ ‎است‎ ‎تا‎ ‎يادآور‎ ‎شويم‎ ‎كه‎ ‎امروز‎ ‎نسلي‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎دانشجو‎ ‎وارد‎ ‎دانشگاهها‎ ‎ميشود‎ ‎كه‎ ‎تاريخ‎ ‎تولدش‎ ‎مصادف‎ ‎با‎ ‎ايام‎ ‎رحلت‎ ‎بنيانگذار‎ ‎انقلاب‎ ‎اسلامي‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎روا‎ ‎نيست‎ ‎كه‎ ‎بخش‎ ‎اعظم‎ ‎يافتههاي‎ ‎او‎ ‎درباره‎ ‎اين‎ ‎انقلاب‎ ‎و‎ ‎بنيانگذارش‎ ‎از‎ ‎زبان‎ ‎فردي‎ ‎مانند‎ ‎فاطمه‎ ‎رجبي‎ ‎باشد. فردي‎ ‎كه‎ ‎به‎ ‎خاطر‎ ‎جفا‎ ‎به‎ ‎خاندان‎ ‎و‎ ‎ياران‎ ‎صديق‎ ‎امام، حتي‎ ‎مطرود‎ ‎پدر‎ ‎مرحومش‎ ‎نيز‎ ‎بود. از‎ ‎شما‎ ‎انتظار‎ ‎داريم‎ ‎كه‎ ‎به‎ ‎صورتي‎ ‎روشن‎ ‎به‎ ‎ما‎ ‎پاسخ‎ ‎دهيد‎ ‎كه‎ ‎نسبت‎ ‎موسسه‎ ‎تنظيم‎ ‎و‎ ‎نشر‎ ‎آثار‎ ‎حضرت‎ ‎امام‎ ‎خميني‎(‎ره‎) ‎با‎ ‎تعيين‎ ‎دستور‎ ‎كار، كتب‎ ‎و‎ ‎جزوات‎ ‎آموزشي‎ ‎درس«رشته‎‎هاي‎ ‎انقلاب‎ ‎اسلامي» در‎ ‎دانشگاهها‎ ‎چيست؟‎" ‎‎ ‎

نويسندگان‎ ‎اين‎ ‎نامه‎ ‎که‎ ‎ورودي‎ ‎هاي‎ ‎سال‎ ۱۳۸۱ ‎تا‎ ‎سال‎ ۱۳۸۶ ‎را‎ ‎در‎ ‎برمي‎ ‎گيرند‎ ‎با‎ ‎اعتراض‎ ‎به‎ ‎تدريس‎ ‎فاطمه‎ ‎رجبي‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎دانشکده‎ ‎آورده‎ ‎اند: "آيا‎ ‎مرجع‎ ‎قرار‎ ‎گرفتن‎ ‎كتاب «احمدينژاد؛‎ ‎معجزه‎ ‎هزاره‎ ‎سوم» در‎ ‎كلاسهاي‎ ‎اين‎ ‎درس‎ ‎و‎ ‎همچنين‎ ‎مورد‎ ‎پرسش‎ ‎قرار‎ ‎گرفتن‎ ‎داوطلبان‎ ‎ورود‎ ‎به‎ ‎انشكده‎ ‎خبر‎ ‎از‎ ‎آموزه‎‎هاي‎ ‎اين‎ ‎كتاب‎ ‎توسط‎ ‎رئيس‎ ‎اين‎ ‎دانشكده‎ ‎كه‎ 9‎روز‎ ‎از‎ ‎پيروزي‎ ‎انقلاب‎ ‎جوانتر‎ ‎است‎ ‎مورد‎ ‎تاييد‎ ‎حضرتعالي‎ ‎هست‎ ‎يا‎ ‎خير؟‎ ‎آيا‎ ‎تدريس‎ ‎اين‎ ‎درس‎ ‎از‎ ‎سوي‎ ‎فاطمه‎ ‎رجبي‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎انتخابش‎ ‎از‎ ‎سوي‎ ‎رئيس‎ ‎گروه‎ ‎خبرنگاري‎ ‎دانشكده‎ ‎خبر‎ ‎كه‎ ‎اتفاقا‎ ‎همزمان‎ ‎رياست‎ ‎مركز‎ ‎تحقيقات‎ ‎استراتژيك‎ ‎رياستجمهوري‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎عهده‎ ‎دارد، بنا‎ ‎به‎ ‎مصلحتي‎ ‎از‎ ‎نظام‎ ‎است‎ ‎كه‎ ‎شما‎ ‎در‎ ‎جريانش‎ ‎هستيد؟ما‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎بخشي‎ ‎از‎ ‎جامعه‎ ‎رسانهاي‎ ‎و‎ ‎دانشجويي‎ ‎ايران‎ ‎بيصبرانه‎ ‎منتظر‎ ‎اطلاع‎ ‎از‎ ‎نظرات‎ ‎شفاف‎ ‎شما‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎باره‎ ‎هستيم‎ ‎و‎ ‎سكوت‎ ‎شما‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎منزله‎ ‎تاييد‎ ‎شرح‎ ‎ماوقع‎ ‎دانسته‎ ‎و‎ ‎آن‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎حساب‎ ‎مصلحتي‎ ‎پشت‎ ‎پرده‎ ‎گذاشته‎ ‎و‎ ‎ديگر‎ ‎دم‎ ‎نخواهيم‎ ‎زد.‏‎" ‎‎ ‎

به‎ ‎گفته‎ ‎برخي‎ ‎از‎ ‎دانشجويان‎ ‎دانشکده‎ ‎خبر‎ ‎وکساني‎ ‎که‎ ‎تحولات‎ ‎اين‎ ‎دانشکده‎ ‎را‎ ‎طي‎ ‎ماه‎ ‎هاي‎ ‎گذشته‎ ‎از‎ ‎نزديک‎ ‎دنبال‎ ‎کرده‎ ‎اند‎ ‎مسپولان‎ ‎دانشکده‎ ‎ازابتداي‎ ‎امسال‎ ‎طرحي‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎نام ‏‎ ‎‏"جهاداسلامي‎ ‎کردن‎ ‎دانشگاه‎ ‎ها" محک‎ ‎مي‎ ‎زنند‎ ‎تا‎ ‎در‎ ‎موقعيت‎ ‎مناسب‎ ‎براي‎ ‎اجرا‎ ‎کردن‎ ‎آن‎ ‎اقدام‎ ‎کنند. طرحي‎ ‎که‎ ‎توسط‎ ‎برخي‎ ‎از‎ ‎فارغ‎ ‎التحصيلان‎ ‎دانشگاه‎ ‎امام‎ ‎صادق‎ ‎دنبال‎ ‎مي‎ ‎شود. ‏‎ ‎‎ ‎

‎ ‎كتاب "احمدي‎ ‎نژاد، معجزه‎ ‎هزاره‎ ‎سوم" نوشته‎ ‎فاطمه‎ ‎رجبي‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎يكي‎ ‎از‎ ‎مراجع‎ ‎درس‎ ‎تاريخ‎ ‎و‎ ‎ريشه‎ ‎هاي‎ ‎انقلاب‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎دانشکده‎ ‎تدريس‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎موضوع‎ ‎سوال‎ ‎ورودي‎ ‎دانشجويان‎ ‎نيز‎ ‎بوده‎ ‎است. از‎ ‎جمعي‎ ‎از‎ ‎دانشجويان‎ ‎پرسيده‎ ‎شده‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎نظر‎ ‎آنها‎ ‎معجزه‎ ‎هزاره‎ ‎سوم‎ ‎چيست؟‎ ‎‎ ‎

دو‎ ‎معاون‎ ‎كليدي‎ ‎دانشكده‎ ‎يعني‎ ‎معاون‎ ‎آموزشي‎ ‎و‎ ‎معاون‎ ‎دانشجويي،‎ ‎باقي‎ ‎مانده‎ ‎هاي‎ ‎دوره‎ ‎سيدمحمد‎ ‎خاتمي‎ ‎و‎ ‎تاسيس‎ ‎دانشكده‎ ‎هستند‎ ‎كه‎ ‎عملا‎ ‎براي‎ ‎انتخاب‎ ‎اساتيد‎ ‎وديگر‎ ‎تصميم‎ ‎گيرهاي‎ ‎عمده‎ ‎در‎ ‎دانشکده‎ ‎به‎ ‎بازي‎ ‎گرفته‎ ‎نمي‎ ‎شوند. هم‎ ‎اکنون‎ ‎سه‎ ‎چهره‎ ‎اي‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎گرداندن‎ ‎دانشکده‎ ‎خبر‎ ‎مشغول‎ ‎هستند‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎افرادي‎ ‎چون‎ ‎فاطمه‎ ‎رجبي، روح‎ ‎الله‎ ‎حسينيان‎ ‎وحسن‎ ‎بيادي‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎استاد‎ ‎دعوت‎ ‎به‎ ‎همکاري‎ ‎مي‎ ‎کنند،‎ ‎عبارتند‎ ‎از شخص‎ ‎احمدزاده‎ ‎كرماني‎ ‎رييس‎ ‎کنوني‎ ‎دانشکده‎ ‎خبر‎ ‎‏(که‎ ‎هم‎ ‎از‎ ‎نزديکان‎ ‎به‎ ‎محمود‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎هم‎ ‎از‎ ‎فارغ‎ ‎التحصيلان‎ ‎دانشگاه‎ ‎امام‎ ‎صادق)،‎ ‎ذاكر‎ ‎اصفهاني، رياست‎ ‎مركز‎ ‎تحقيقات‎ ‎استراتژيك‎ ‎رياستجمهوري‎ ‎‏(كه‎ ‎با‎ ‎حفظ‎ ‎سمت‎ ‎رئيس‎ ‎گروه‎ ‎خبرنگاري‎ ‎دانشكده‎ ‎است)، و‎ ‎در‎ ‎نهايت‎ ‎يامين‎ ‎پور، معاون‎ ‎پژوهشي‎ ‎دانشكده‎ ‎كه‎ ‎از‎ ‎دوستان‎ ‎نزديک‎ ‎احمدزاده‎ ‎از‎ ‎امام‎ ‎صادق‎ ‎و‎ ‎اخراجي‎ ‎راديو‎ ‎جوانه‎ ‎است. ‏

منبع : روز

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 0:18 | لینک  | 

 

 

رخساره ، با دستان كوچكش ..... و لبخند مهربانش ......

استخري در كار نيست ، سونا و جكوزي كه رويايي دور دست هستند  ، جوي كوچك آب ، با آبي زلال كه از موتور آب خانه باغ همسايه روان است ، شادي را چه سخاوتمدانه به او هديه داده است ، با لذت در جوي ۲۰ سانتي شيرجه مي رود ،

 

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 2:46 | لینک  | 

 

گاهی اوقات تو حاشیه اتفاقاتی می افته که معمولا جایی به تصویر کشیده نمیشه ، يا ازش حرفي زده نميشه .

اين عزيزان زحمتكش كه متاسفانه با بي مهري برخي هموطنان روبرو شدن .

خسته نباشيد

 

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 0:4 | لینک  | 

 

جماران ،‌

اتاق ساده ،  محقر و تمیز امام

پشت در اتاق به سادگی اتاق نگاه میکردم ،

صدايي گفت : ببينيد چقدر ساده است ، انقدر نگيد گرونيه

گفتم : امام هم اين همه گروني و اذيت شدن مردم رو دوست نداشت 

گفت : اين امتحان خداوند است

گفتم : امتحان خدا نيست ، ناتوانايي دولتمردان است

چيزي نگفت ديگر

 

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 18:40 | لینک  |