جمعه شانزدهم فروردین 1387

تا کنون دستانی به این مهربانی دیده بودی ؟
گرم ، صمیمی ، مهربان ، سرشار از عطوفت اما خسته .
میتوانی تنفس سنگ را زیر گرمای محبت این دستان حس کنی ؟
میتوانی خستگی را در پینه های بند بند انگشتان ببینی ؟
خوب نگاه کن ، با تو حرف می زنند ، با تو که با خیالی آسوده ، روی صندلی نرم ، در اتاقی راحت نشسته ای و فقط با زدن کلیدی از تماشای این دستان صرف نظر میکنی ، خوب نگاه کن ، کمی تامل کن ، حرفهایش را بشنو به تو نیاز دارند این دستان ، همان گونه که تو به آنها نیاز داری .
کاش جای این سنگ بودم و میتوانستم تمامی گرمای این دست را حس کنم .
من این دستان را با تمام عظمتش می بوسم .
خسته نباشی دست مهربان .
نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 14:31 | لینک
|
شنبه سوم فروردین 1387

پادگان میشداغ


طلائیه
نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 18:7 | لینک
|
