
صبحشان را بانور آغاز می کردند و دلشان را دریایی ، اگر به غروب مي رسيدند سلامش مي دادند و اگر نمي رسيدند سلامشان را از عرش به خاكيان مي رساندند .

پاهايت بايد هرم داغ زمين را حس كند ، بايد خار وخاشاك رگهايت را بدرد ، بايد نفس زمين را حس كني ، اينجا خون شهيد ريخته شده ، مقدس است ، با وضو و بدون كفش قدم بگذار

سنگر هايت خالي مانده اند .... ديگر صداي الله و اكبر از پشت خاكريز به گوش نمي رسد ، ديگر بعد از زدن آرپي چي پيكر پاكت روي شانه همرزمت نمي افتد ، سنگرت خالي مانده است ......... سنگرت خالي مانده است ............
همیشه میگن ترک عادت موجب مرضه ، اما واقعا بايد بعضي از كارهاي بد رو ترك كرد ، آخه اين كار عيد يعني چه كي ؟ ( درست نوشتم بابا ، ايراد نگيريد ، يكي از اصطلاحات منه ، يعني چه كي ؟
) ظرفهايي كه فقط سالي يه بار از تو كابينت در ميان و فقط شسته ميشن و ميره تا سال بعد كه دوباره همين بلا سرشون بياد ، تميز كردن آشپزخونه ، اوه اوه ، يك روز تمام وقت آدم رو ميگيره .
وايييييييييييييييي ، عجب دردسريه تميز كردن شيشه ها ، متنفرم از تميز كردن شوشنه ( به قول زن همسايه )
بعدش تميز كردن جا كتابي ، واييييييييييييييييي كه نگو ، به خصوص آدم شلخته هم باشه ، همه كتاباش تو يك سال به هم ريخته باشن ، بعد اتاقش هم آزادانه همه رفت و آمد كنن ، كتاباش رو هم همه دست بزنن ، هيچ كس هم كتابارو سرجاش نزاره ، آدم اين شكلي ميشه براي روزهاي متمادي ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
و اما اون عادت بد چيه ؟ اينه كه من در اين جور مواقع خونه رو در حالي كه انگار بمب توش منفجر شده رها ميكنم و ميخوابم ، وسط همه اون ريخت و پاش ها و آت آشغال ها چند ساعتي كه كمتر از ۴ ساعت نميشه ميخوابم ، به خيال راحت ، باور كردني نيست ، اما روزهاي عادي كه كاري ندارم به زور ميتونم وسط روز يك ساعت بخوابم ، يا اينكه شب زود بخوابم ، اما وقتي كار اينجوري دارم ، به راحتي تا حدود ۴ ساعت وسط روز ميخوابم و شب ام ميشم مرغ خانگي كه تا آفتاب غروب ميكنه چشمام بسته ميشه
، بعد وقتي از خواب بيدار ميشم ، از فرمول سمبليزوسيون دقيقه نودم استفاده كرده و همه چي مثل روز اولش كثيف برميگرده سرجاش ، تنها حسني كه اين كار داره اينه كه ميتونم دروغ نگفته باشم و تعريف كنم كه منم كار عيد انجام دادم ، دروغ كه حناق نيست ببم جان
.....................................................................................................................
پی نوشت بی ربط :
چند تا سوال آخر سالی کاملا بی ارتباط به همه چی و همه کس
چه خبر از کجا ؟
تکلیف چی شد بالاخره ، ما تكليف خودمونو نبفهميديم ، تحريم شديم يا نشديم ؟
حقوق بشر چي شد سرانجام ؟
امسال سال چي بيد ؟
من چرا قهر ميكنم انقدر ؟
من چرا از رانندگي ميترسم آخه ؟ ![]()