تبليغاتX
محبوبه بوجار
آنچه نپاید، دلبستگی رانشاید

 

سلام

 

اینو داشته باشید برای شب یلدا ، تا معلوم نیست کی ، شاید همین فردا ، شاید هم وقتی دیگر .

این یکی آخر شب یلداست ، یه پیر مراد کم داره که پشت این کرسی امیدوارم ذغالی نشسته باشه ، دیوان حافظ در دست ، تفائلی و حالی و مقالی ،

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی

از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

یارب از ابر هدایت برسان بارانی

پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم

بر سر تربت من بامی و مطرب بنشین

تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم

گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم گیر

تا سحر گه ز کنار تو جوان برخیزم

روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده

تا چو حافظ زسر جان و جهان برخیزم

 

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 0:22 | لینک  |