تبليغاتX
محبوبه بوجار
آنچه نپاید، دلبستگی رانشاید



تو پِلک می زنی ..

و من شاعر می شوم ..

در حرای چشمانت ..

هر مژه ات وحی میکند واژه ای را ..

و دلم ..

پیغامبر می شود عاشقانه هایت را ..

و لبانم ..

تلاوت میکند آیه ی دوست داشتن را ..

مصحف مجید می شود ..

یا کتاب کریم .

 

به هر زبانی که خوانده شوند ..

یاران قامت می بندند ..

و صلات عشق سر می دهند ..

زمان ، زمانِ عاشقی است ..

اذان می گوید عشق ..

در سر ِ گلدسته های شهر ..

ایهالعاشقون می پیچد در گوش باد ..

کِرکِره های ِ دکّان های ِ بازارچه های ِ مکّاره اتان را پایین کشید ..

وقت ، وقت هم آغوشی آب و آیینه است ..

پاکی عنقریب زاده می شود .

 

از قافله عقب نمانیم ..

کاروان سالار بانگ می زند ..

شترهارا بار بندید ..

رَمل هایی که سراب را به حجله می برند ..

باید گذاشت ، باید گذشت ..

از قافله عقب نمانیم .

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 20:54 | لینک  | 









نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 0:1 | لینک  | 



دریاچه زریوار _ مریوان _ کردستان


نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 23:19 | لینک  | 

نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 15:0 | لینک  | 


می گویند :

اسب حیوان نجیبی است

اما ............

من دلم می گوید ..........

اسب اصلا حیوان نیست .........

اسب یک معجزت است ..........

که بگوید با ما .........

سرّ انسان بودن را ..........



نوشته شده توسط محبوبه بوجار در ساعت 18:26 | لینک  |